بهترین جملات شروع فروش تلفنی
فروش تلفنی یکی از چالشبرانگیزترین و در عین حال موثرترین روشهای فروش است. اما آیا میدانید که موفقیت یا شکست شما در فروش تلفنی، بیشتر به چند ثانیه اول مکالمه بستگی دارد؟ آمارها نشان میدهند که 80 درصد از مشتریان بالقوه در 10 ثانیه اول تصمیم میگیرند که به مکالمه ادامه دهند یا گوشی را قطع کنند. به همین دلیل، داشتن جملات قدرتمند و حرفهای برای شروع تماس، تفاوت بین یک فرصت طلایی و یک رد تماس ساده است.
در این مقاله جامع، قصد داریم شما را با بهترین جملات شروع فروش تلفنی آشنا کنیم و به شما نشان دهیم که چگونه میتوانید در همان لحظات اول، اعتماد مشتری را جلب کرده و مسیر را برای یک فروش موفق هموار کنید. چه تازهکار باشید و چه با تجربه، این راهنما به شما کمک میکند تا مهارتهای خود را به سطح بالاتری برسانید.
چرا شروع مکالمه حیاتی است؟
شروع مکالمه تلفنی، دروازه ورود شما به دنیای مشتری است. در این بخش، ما به بررسی دلایل اهمیت فوقالعاده این لحظات میپردازیم.
مغز انسان در کسری از ثانیه درباره افراد قضاوت میکند. این پدیده که در روانشناسی به آن اثر هاله میگویند، در تماسهای تلفنی اهمیت دوچندانی پیدا میکند. زمانی که شما تلفن را برمیدارید و با مشتری صحبت میکنید، تنها چند ثانیه فرصت دارید تا تصویری مثبت از خود و محصولتان در ذهن او ایجاد کنید. اگر این فرصت را از دست بدهید، جبران آن بسیار سخت خواهد بود.
تحقیقات نشان میدهند که لحن صدا، سرعت صحبت کردن و انتخاب کلمات در ثانیههای اول، تعیینکننده ادامه مکالمه است. یک شروع ضعیف میتواند باعث شود مشتری احساس کند که وقتش تلف میشود، در حالی که یک شروع قوی میتواند کنجکاوی او را برانگیزد و او را به ادامه گفتگو ترغیب کند.
اعتماد، سنگ بنای هر رابطه تجاری موفق است. در فروش تلفنی که امکان برقراری ارتباط چشمی یا زبان بدن وجود ندارد، ایجاد اعتماد حتی چالشبرانگیزتر میشود. جملات شروع شما باید به گونهای باشد که مشتری احساس کند با یک فرد حرفهای، صادق و قابل اعتماد صحبت میکند.
یکی از راههای ایجاد اعتماد، شفافیت در معرفی خود و هدف تماس است. مشتریان از تماسهایی که سعی میکنند هدف واقعی خود را پنهان کنند، بیزارند. با صراحت بگویید که چه کسی هستید، از کجا تماس میگیرید و چرا این تماس برای مشتری ارزشمند است. این رویکرد صادقانه، پایهای قوی برای ادامه مکالمه ایجاد میکند.
هر روز، مشتریان بالقوه دهها تماس فروش دریافت میکنند. بیشتر این تماسها با جملات کلیشهای و خستهکننده شروع میشوند که مشتری آنها را از قبل شنیده است. اگر شما هم مانند بقیه شروع کنید، چرا مشتری باید به شما گوش دهد؟ جملات شروع خلاقانه و متفاوت شما، میتواند شما را از میان انبوه فروشندگان متمایز کند. این تمایز نه تنها توجه مشتری را جلب میکند، بلکه نشان میدهد که شما زمان گذاشتهاید و تحقیق کردهاید.
چگونگی شروع مکالمه، مسیر و جهت آن را تعیین میکند. یک شروع قوی به شما این امکان را میدهد که کنترل مکالمه را در دست بگیرید و آن را به سمت اهداف فروش خود هدایت کنید. در مقابل، یک شروع ضعیف ممکن است باعث شود مشتری مکالمه را به سمتی ببرد که شما نمیخواهید یا اصلا مکالمه را قطع کند.
وقتی با اعتماد به نفس و برنامهریزی شده شروع میکنید، پیام روشنی به مشتری میدهید که میدانید چه میخواهید و چگونه میتوانید به او کمک کنید. این رویکرد حرفهای، احترام مشتری را جلب میکند و او را تشویق میکند که به حرفهای شما گوش دهد.
اشتباهات شروع تماس
حتی فروشندگان با تجربه نیز گاهی در شروع تماسهای تلفنی دچار اشتباهاتی میشوند که میتواند تمام فرصت را از بین ببرد. شناخت این اشتباهات، اولین قدم برای اجتناب از آنهاست.
یکی از رایجترین اشتباهات، شروع مکالمه با جملاتی مانند “ببخشید که مزاحم شدم” یا “میدانم که وقتتان گرانبهاست اما…” است. این جملات از همان ابتدا انرژی منفی به مکالمه تزریق میکنند و به مشتری این پیام را میدهند که تماس شما واقعا مزاحمت است. اگر خودتان باور داشته باشید که مزاحم هستید، مشتری هم همین را باور خواهد کرد. به جای پوزش، با اعتماد به نفس و مثبت شروع کنید. اگر واقعا باور دارید که محصول یا خدمت شما میتواند به مشتری کمک کند، دلیلی برای عذرخواهی وجود ندارد.
برخی فروشندگان فکر میکنند که اگر سریع صحبت کنند و اطلاعات زیادی ارائه دهند، مشتری فرصت رد کردن آنها را نخواهد داشت. این رویکرد کاملا اشتباه است. صحبت بدون توقف نه تنها مشتری را خسته میکند، بلکه باعث میشود او احساس کند که به نظرات و نیازهایش اهمیتی داده نمیشود. مکالمه موثر، یک گفتگوی دوطرفه است، نه یک سخنرانی یکطرفه.
اشتباه دیگر این است که فروشندگان درباره شرکت خود، سابقهشان، جوایز و افتخاراتشان صحبت میکنند، بدون اینکه حتی یک لحظه به فکر این باشند که چرا مشتری باید به این موارد اهمیت بدهد. مشتری به محصول شما یا تاریخچه شرکتتان علاقهای ندارد، او فقط میخواهد بداند که چطور میتوانید مشکل او را حل کنید. از همان ابتدا، مکالمه را حول محور مشتری و نیازهای او بسازید.
برخی فروشندگان فکر میکنند که استفاده از اصطلاحات تخصصی و پیچیده، آنها را حرفهایتر نشان میدهد. اما واقعیت این است که اگر مشتری حرف شما را نفهمد، نمیتواند تصمیم به خرید بگیرد. زبان ساده و قابل فهم، کلید ارتباط موثر است. وقتی با مشتری صحبت میکنید، فرض را بر این بگذارید که او با جزئیات فنی محصول یا خدمت شما آشنا نیست.
شاید بدترین اشتباه، تماس گرفتن بدون آمادگی کافی باشد. برخی فروشندگان فکر میکنند که میتوانند بداهه صحبت کنند و به نتیجه برسند. اما مشتریان به راحتی میتوانند تشخیص دهند که آیا شما آماده هستید یا نه. نداشتن برنامه مشخص، باعث میشود مکالمه بیهدف و گیجکننده شود. قبل از هر تماس، تحقیقات لازم را انجام دهید، درباره مشتری اطلاعات کسب کنید، نکات کلیدی را یادداشت کنید و چارچوب کلی مکالمه را در ذهن داشته باشید.
جملات مناسب شروع تماس
حالا که با اشتباهات رایج آشنا شدیم، وقت آن رسیده که به بهترین جملات برای شروع تماسهای فروش بپردازیم. این جملات بر اساس نوع تماس متفاوت هستند.
تماس سرد
تماس سرد یعنی تماس با فردی که هیچ رابطه قبلی با شما یا شرکتتان نداشته و احتمالا انتظار دریافت این تماس را هم ندارد. این سختترین نوع تماس است، اما با جملات درست، میتوانید موفق شوید.
الگوی اول معرفی سریع و ارزشمحور است: “سلام، من [نام شما] از [نام شرکت] هستم. من متوجه شدم که شما در زمینه [صنعت مشتری] فعالیت میکنید و به همین دلیل با شما تماس گرفتم. ما اخیرا به [شرکت مشابه] کمک کردیم تا [نتیجه مشخص] را به دست بیاورند. آیا 30 ثانیه وقت دارید تا بدانید چطور ممکن است بتوانم به شما هم کمک کنم؟”
این الگو چند عنصر کلیدی دارد که آن را موثر میکند. اول، معرفی مختصر و واضح است. دوم، نشان میدهد که درباره کسبوکار مشتری تحقیق کردهاید. سوم، مثال ملموسی از موفقیت قبلی ارائه میدهد. چهارم، درخواست زمان محدود و مشخصی میکند که برای مشتری کمفشار است.
الگوی دوم مشکلمحور است: “سلام [نام مشتری]، من [نام شما] هستم. با توجه به شرایط فعلی بازار [صنعت]، بسیاری از مدیران با [مشکل مشخص] دست و پنجه نرم میکنند. آیا این موضوع برای شما هم چالشبرانگیز بوده است؟” این رویکرد بر یک مشکل رایج در صنعت تمرکز میکند و به مشتری نشان میدهد که شما از چالشهای او آگاه هستید.
الگوی سوم استفاده از ارجاع است: “سلام [نام مشتری]، من [نام شما] از [نام شرکت] هستم. [نام فرد مشترک] پیشنهاد کرد که با شما صحبت کنم. او فکر میکند راهحلی که ما برای [موضوع] ارائه میدهیم، میتواند برای شما هم مفید باشد. آیا چند دقیقه وقت دارید تا دربارهاش صحبت کنیم؟” استفاده از ارجاع یکی از قویترین روشها برای باز کردن درهای بسته است.
الگوی چهارم کنجکاویبرانگیز است: “سلام [نام مشتری]، من [نام شما] هستم. اخیرا متوجه شدیم که [اتفاق خاص در شرکت یا صنعت مشتری]. این موضوع باعث شد فکر کنم شاید روشی که ما به [مشتری مشابه] کمک کردیم تا [نتیجه]، برای شما هم جالب باشد. آیا کنجکاو هستید بدانید چطور این کار را کردیم؟” این الگو با ذکر یک اتفاق یا تغییر خاص، شخصیسازی میشود و نشان میدهد که شما تحقیقات خود را انجام دادهاید.
تماس گرم
تماس گرم به تماس با افرادی گفته میشود که قبلا با شما یا شرکتتان در تعامل بودهاند، مثلا فرم تماس را پر کردهاند، وبینار شما را دیدهاند یا محتوایی از شما دانلود کردهاند. این نوع تماسها معمولا نرخ موفقیت بالاتری دارند.
الگوی پیگیری علاقهمندی این است: “سلام [نام مشتری]، من [نام شما] از [نام شرکت] هستم. چند روز پیش متوجه شدم که [محتوای خاص] ما را دانلود کردید. میخواستم ببینم آیا سوال خاصی درباره [موضوع] دارید یا نیاز به توضیح بیشتری هست؟” این رویکرد به مشتری نشان میدهد که شما توجه میکنید و پیگیر هستید، نه اینکه فقط به صورت تصادفی تماس گرفتهاید.
الگوی ادامه گفتگوی قبلی: “سلام [نام مشتری]، من [نام شما] هستم. در [تاریخ] با هم صحبت کردیم و شما گفتید که [نکته خاص از مکالمه قبلی]. من چند ایده دارم که فکر میکنم ممکن است به شما کمک کند. آیا وقتشه که دوباره دربارهاش صحبت کنیم؟” این جمله نشان میدهد که شما مکالمه قبلی را به یاد دارید و به آن اهمیت دادهاید.
الگوی پیشنهاد ارزش فوری: “سلام [نام مشتری]، من [نام شما] هستم. بعد از [تعامل قبلی]، روی راهحل مشخصی برای [چالش مشتری] کار کردم و فکر میکنم میتواند به شما کمک کند تا [نتیجه مطلوب]. چند دقیقه وقت دارید که دربارهاش صحبت کنیم؟” این رویکرد فوقالعاده شخصیسازی شده است و نشان میدهد که شما بعد از تعامل قبلی، زمان و تلاش گذاشتهاید.
الگوی اخبار و بهروزرسانی: “سلام [نام مشتری]، من [نام شما] هستم. میدانم که به [موضوع خاص] علاقهمند هستید. تحول جدیدی در [موضوع] رخ داده که فکر میکنم برای شما جالب باشد و میتواند روی [هدف مشتری] تاثیر بگذارد. آیا وقت دارید که سریع دربارهاش صحبت کنیم؟” این الگو با ارائه اطلاعات جدید و مرتبط، ارزش فوری ایجاد میکند.
جملاتی که نباید بگویید
به همان اندازه که دانستن چه بگوییم مهم است، دانستن چه نگوییم نیز حیاتی است. برخی جملات آنقدر آسیبزا هستند که میتوانند حتی بهترین فرصتهای فروش را نابود کنند.
هرگز از جملاتی استفاده نکنید که مشتری را مجبور به پاسخ مثبت کنند یا او را تحت فشار بگذارند. مثلا جملاتی مانند “مطمئنم که نمیخواهید این فرصت را از دست بدهید” یا “همه رقبای شما از ما استفاده میکنند، شما چرا نه؟” نه تنها موثر نیستند، بلکه باعث میشوند مشتری احساس دستکاری شدن کند و واکنش منفی نشان دهد. فروش موثر بر پایه اعتماد و احترام متقابل است، نه فشار و دستکاری.
بدگویی از رقبا یکی از غیرحرفهایترین کارهایی است که میتوانید انجام دهید. جملاتی مانند “محصول آنها واقعا بد است” یا “از شرکت آنها خیلی شکایت شنیدهام” نه تنها به شما کمک نمیکند، بلکه باعث میشود در نظر مشتری غیرحرفهای و ناامن به نظر برسید. اگر مشتری خودش درباره رقیب سوال کند، میتوانید به صورت حقیقتمحور و بیطرفانه تفاوتها را توضیح دهید، اما همیشه تمرکزتان را بر نقاط قوت خودتان بگذارید.
از جملات کلی و بیمحتوا مانند “ما بهترین هستیم”، “کیفیت ما عالی است” یا “قیمتهای ما بینظیر است” بپرهیزید. این جملات هیچ اطلاعات واقعی به مشتری نمیدهند و به راحتی نادیده گرفته میشوند. هر ادعایی که میکنید باید با داده، نمونه یا مثال مشخص پشتیبانی شود. به جای گفتن “ما بهترین کیفیت را داریم”، بگویید “محصول ما دارای گواهینامه ISO است و نرخ نقص آن زیر یک دهم درصد است”.
وقتی مشتری اعتراض میکند یا نگرانی ابراز میکند، برخی فروشندگان به صورت دفاعی واکنش نشان میدهند و جملاتی مانند “نه، اینطور نیست” یا “شما اشتباه متوجه شدید” میگویند. این رویکرد تقابلی، مشتری را عصبانی میکند و به جای حل مشکل، آن را بدتر میکند. به جای دفاع، به نگرانی مشتری گوش دهید، آن را تایید کنید و سپس با آرامش توضیح دهید.
جملاتی مانند “فقط یک دقیقه وقتتان را میگیرم” نیز مشکلساز هستند. اول، احتمالا دروغ است چون هیچ مکالمه فروشی در یک دقیقه تمام نمیشود. دوم، به مشتری نشان میدهد که شما ارزش واقعی زمان او را درک نمیکنید. سوم، وقتی یک دقیقه گذشت و شما هنوز دارید صحبت میکنید، اعتماد مشتری به شما از بین میرود. در عوض، صادقانه بگویید که چند دقیقه وقت نیاز دارید و چرا این سرمایهگذاری زمانی برای مشتری ارزشمند است.
تمرین برای شخصیسازی شروع مکالمه
داشتن الگوهای آماده خوب است، اما اگر میخواهید واقعا در فروش تلفنی موفق شوید، باید این الگوها را شخصیسازی کنید و آنها را به سبک خود درآورید. در این بخش، چند تمرین عملی برای بهبود جملات شروع مکالمهتان ارائه میدهیم.
تمرین اول تحقیق عمیق درباره مشتری است. قبل از تماس، حداقل 15 دقیقه وقت بگذارید و درباره مشتری بالقوه تحقیق کنید. به وبسایت شرکت او سر بزنید، صفحات شبکههای اجتماعیاش را بررسی کنید، اخبار مرتبط با صنعت او را مطالعه کنید. دنبال نکات جالبی باشید که میتوانید در شروع مکالمه به آنها اشاره کنید. این تحقیق به شما کمک میکند تا مکالمه را شخصی و مرتبط کنید.
تمرین دوم نوشتن و تمرین جملات شروع است. الگوهایی که در این مقاله دیدید را بردارید و آنها را برای موقعیت خاص خود بازنویسی کنید. اسم محصول، صنعت، مشکلات رایج و نتایج قابل اندازهگیری را جایگذاری کنید. سپس این جملات را با صدای بلند تمرین کنید. آنها را بارها تکرار کنید تا طبیعی و روان به نظر برسند. حتی میتوانید خودتان را ضبط کنید و گوش دهید تا ببینید چطور به نظر میرسید.
تمرین سوم آزمایش و بهینهسازی است. هر هفته، یکی از جملات شروع خود را تغییر دهید و نتایج را مقایسه کنید. ببینید کدام رویکرد بیشتر با مشتریان شما جواب میدهد. شاید متوجه شوید که مشتریان شما بیشتر به رویکرد مشکلمحور واکنش نشان میدهند یا شاید ارجاعات برای شما بهتر کار میکند. دادههای خود را جمعآوری کنید و بر اساس آنها تصمیم بگیرید.
تمرین چهارم دریافت بازخورد است. از مدیر فروش خود، همکاران با تجربهتر یا حتی دوستان و خانواده بخواهید که به جملات شروع شما گوش دهند و نظر بدهند. گاهی اوقات دیگران میتوانند مشکلاتی را ببینند که شما متوجه آنها نمیشوید. آیا لحن شما طبیعی است؟ آیا پیام شما واضح است؟ آیا ارزش پیشنهادی شما قانعکننده است؟ این سوالات را بپرسید و به بازخوردها توجه کنید.
تمرین پنجم تحلیل تماسهای موفق است. هر بار که یک تماس خیلی خوب پیش میرود و مشتری به مکالمه علاقه نشان میدهد، بلافاصله یادداشت کنید که دقیقا چه گفتید و چه کردید. چه عواملی باعث شد این تماس موفق شود؟ سعی کنید این عناصر موفق را در تماسهای بعدی تکرار کنید. به همین ترتیب، از تماسهای ناموفق هم درس بگیرید. چه چیزی اشتباه بود؟ مشتری در کجای مکالمه علاقه خود را از دست داد؟
تمرین ششم ایجاد بانک جملات است. یک فایل یا دفترچه داشته باشید که در آن جملات موثر، سوالات خوب، پاسخ به اعتراضات رایج و داستانهای موفقیت را یادداشت میکنید. این بانک جملات به مرور زمان رشد میکند و تبدیل به منبعی ارزشمند میشود که قبل از هر تماس مهم میتوانید به آن مراجعه کنید. همچنین این یادداشتها به شما کمک میکند تا الگوهای موفقیت را شناسایی کنید.
تمرین هفتم نقشبازی با همکاران است. با یکی از همکاران خود قرار بگذارید که مکالمههای فروش را شبیهسازی کنید. یکی از شما نقش فروشنده و دیگری نقش مشتری را بازی میکند. مشتری میتواند سختگیر باشد، اعتراضات مختلف داشته باشد و موقعیتهای چالشبرانگیز ایجاد کند. این تمرین به شما کمک میکند تا در محیطی بدون فشار، مهارتهای خود را تقویت کنید و برای موقعیتهای دشوار آماده شوید.
تمرین هشتم توجه به انرژی و لحن صداست. فروش تلفنی، 80 درصد آن به لحن و انرژی شما بستگی دارد، نه کلماتی که میگویید. قبل از تماسهای مهم، چند دقیقه وقت بگذارید تا خودتان را آماده کنید. ایستاده تماس بگیرید چون این کار به شما انرژی بیشتری میدهد. لبخند بزنید حتی اگر مشتری شما را نمیبیند، چون لبخند روی لحن صدای شما تاثیر میگذارد. نفس عمیق بکشید و با اعتماد به نفس شروع کنید.
تمرین نهم استفاده از داستانهای موفقیت است. مشتریان به دادهها و آمار علاقه دارند، اما به داستانها عشق میورزند. داستانهای کوتاهی از مشتریان قبلی که با استفاده از محصول یا خدمت شما موفق شدند، آماده کنید. این داستانها باید مشخص، قابل اندازهگیری و مرتبط باشند. وقتی در شروع مکالمه به یک داستان موفقیت اشاره میکنید، مشتری میتواند خودش را در آن داستان ببیند و انگیزه بیشتری برای ادامه مکالمه پیدا میکند.
تمرین دهم تنظیم ذهنیت مثبت است. فروش تلفنی میتواند طاقتفرسا باشد، به خصوص وقتی با رد شدنهای زیادی مواجه میشوید. اما نگرش شما به تماسها، به طور مستقیم روی عملکرد شما تاثیر میگذارد. به جای اینکه به هر تماس به عنوان فرصتی برای فروش نگاه کنید، آن را به عنوان فرصتی برای کمک به حل مشکل مشتری ببینید. این تغییر ظریف در ذهنیت، انرژی و رویکرد شما را متحول میکند.
وقتی تمام این تمرینها را به صورت مداوم انجام دهید، متوجه خواهید شد که جملات شروع شما دیگر مثل اسکریپتهای از حفظ شده به نظر نمیرسند، بلکه طبیعی، اصیل و موثر هستند. این همان چیزی است که شما را از یک فروشنده معمولی به یک فروشنده حرفهای تبدیل میکند.
جمعبندی و قدمهای بعدی
شروع مکالمه فروش تلفنی، مهمترین بخش تماس شماست. در این مقاله، ما نگاهی جامع به اهمیت این لحظات اولیه، اشتباهات رایجی که باید از آنها اجتناب کنید، جملات موثر برای انواع مختلف تماسها، و تمرینهای عملی برای بهبود مهارتهای شما داشتیم.
نکات کلیدی که باید به خاطر بسپارید عبارتند از: اول، هرگز با پوزش شروع نکنید بلکه با اعتماد به نفس و ارزشمحور شروع کنید. دوم، همیشه مکالمه را حول محور مشتری و نیازهای او بسازید، نه خودتان. سوم، از زبان ساده و قابل فهم استفاده کنید و از اصطلاحات پیچیده بپرهیزید. چهارم، قبل از هر تماس تحقیق کنید و آماده باشید. پنجم، جملات خود را شخصیسازی کنید و آنها را مرتب تمرین کنید.
حالا نوبت شماست که این دانش را به عمل تبدیل کنید. از فردا، یکی از الگوهای جملات شروع که در این مقاله دیدید را انتخاب کنید، آن را برای موقعیت خود شخصیسازی کنید و در تماسهای خود امتحان کنید. نتایج را یادداشت کنید و ببینید چه تفاوتی ایجاد میشود. سپس هر هفته، یک جنبه دیگر را بهبود دهید تا به تدریج تبدیل به یک استاد فروش تلفنی شوید.
به یاد داشته باشید که موفقیت در فروش تلفنی یک شبه اتفاق نمیافتد. این یک مهارت است که با تمرین، یادگیری مداوم و پشتکار به دست میآید. هر تماس، فرصتی برای یادگیری و بهبود است. حتی وقتی مشتری گوشی را قطع میکند، از آن تجربه درس بگیرید و در تماس بعدی بهتر عمل کنید.
اگر میخواهید در مسیر یادگیری خود تنها نباشید و از منابع بیشتری بهرهمند شوید، به صفحه آموزشهای ما سر بزنید. ما دورههای جامع فروش تلفنی، وبینارهای زنده با فروشندگان موفق، و ابزارهای عملی برای بهبود عملکرد شما ارائه میدهیم. همچنین میتوانید برای دریافت نکات هفتگی و بهروزرسانیهای رایگان، در خبرنامه ما عضو شوید.
در پایان، امیدواریم این مقاله برای شما مفید بوده باشد و به شما کمک کند تا با اعتماد به نفس بیشتر تماسهای خود را شروع کنید و نرخ موفقیت خود را افزایش دهید. موفقیت در فروش تلفنی، منتظر کسانی است که آماده یادگیری، تمرین و بهبود مداوم هستند. شما میتوانید یکی از آنها باشید.
**نکته پایانی مهم**: فروش تلفنی فقط درباره فروش محصول نیست، بلکه درباره ایجاد رابطه، حل مشکل و ایجاد ارزش برای مشتری است. وقتی با این نگرش وارد هر تماس میشوید، جملات شروع شما به طور طبیعی موثرتر، صادقانهتر و موفقتر خواهند بود.
—
برای دریافت قالب رایگان جملات شروع فروش تلفنی، اینجا کلیک کنید
برای مشاهده دوره جامع فروش تلفنی، به صفحه اصلی بروید
همین حالا شروع کنید و تفاوت را در نتایج خود ببینید!
